فلسفه سیاسی
الاهیات شکنجه
در آغاز این نوشته، زندان بهعنوان جای ممتاز پدیداری حقیقت حکومت دینی معرفی میشود. از این میقات نقبی زده میشود به دین و خدای آن. خدای شکنجهگران، که خود طبعاً شکنجهگر است، در کانون بررسی قرار دارد. پرسیده میشود که مسئولیت این خدا با کی است. در ادامه به شعار «الله اکبر» پرداخته میشود، به امکانهایی که به دست میدهد و محدودیتهایی که دارد. در پایان از معنویتی سخن میرود که بایستی ابتذال و خشونت دینی را بتاراند. این معنویت، سکولاریسم نامیده میشود.
الاهیات شکنجه
در آغاز این نوشته، زندان بهعنوان جای ممتاز پدیداری حقیقت حکومت دینی معرفی میشود. از این میقات نقبی زده میشود به دین و خدای آن. خدای شکنجهگران، که خود طبعاً شکنجهگر است، در کانون بررسی قرار دارد. پرسیده میشود که مسئولیت این خدا با کی است. در ادامه به شعار «الله اکبر» پرداخته میشود، به امکانهایی که به دست میدهد و محدودیتهایی که دارد. در پایان از معنویتی سخن میرود که بایستی ابتذال و خشونت دینی را بتاراند. این معنویت، سکولاریسم نامیده میشود.
معنای مسئوليت در سياست مدرن دموکراتيک
در اين نوشته ی مختصر دربابِ "مسئوليت"، که نخست در مرداد ١٣٨۶ در مجله ی "شهروند امروز" (تهران) چاپ شد، پس از تحليل زبانیِ گزاره ی "مسئول بودن"، بحث چنان پيش برده می شود که تفاوت درک سنتی و مدرن از مسئوليت بارز گردد. در پايان به سوء استفاده ی ايدئولوژيک از مفهوم مسئوليت پرداخته می شود و اينکه در سياست لازم است چه درکی از اين مفهوم چيره شود، تا ظرفيت سوءاستفاده ی ايدئولوژيک از آن گرفته شود.
دين ابزاری و مدرنيت ابزاری
مضمونِ اصلی نوشته ی زیر تأكید بر این است كه معمای رابطه ی دین و مدرنیت (مدرنیته ) آن هنگام حل شدنی است كه این دو را همچون دو واحد همگن و تام و دربسته در برابر هم قرار ندهیم . كدام دین در رابطه با كدام سویه ای از جه ان مدرن؟ مسئله ی اصلی در این بحث این است . نكته های عمده ی مطرح در این نوشته را من پیشتر در مقاله ای با عنوان "ایمان و تكنیك" با تفصیل بیشتری بررسیده ام.
خاستگاه و چيستی عصر جديد
نوشته زیر با معرفی دیدگاه هانس بلومنبرگ درمورد خاستگاه و ماهیت عصر جدید میآغازد و پس از انتقاد از تكعاملبینی در تحلیل تاریخی و نیز اروپامداری آن میكوشد برداشت جهانروایی از این ادراك عرضه كند كه عصر جدید با سرافرازی انسانی مشخص میشود و این مبنای حقانیت آن است.
هويت و ايدئولوژی
انتسابِ خویش به شیر و عقاب و همانندهای اینها نیای آن چیزی است که در جهانِ معاصر ایدئولوژی ملی خوانده میشود. تا پیش از بروزِ ایدئولوژی ملی کارِ نَسَبسازی هویتبخش را آیینهای دینی انجام میدادند. این نکتهی مهم را از جامعهشناسی دین در فرانسه بر زمینهی مکتبِ دورکیم آموختهایم که آیینها در این که چه میپرستند و چگونه میپرستند اختلاف دارند، اما در یک مورد همخط اند، و آن این است که وجهِ مهمی از کارکردِ اجتماعی همهیشان خود–پرستی است؛ هر جامعه با ستایش از آیینش خود را میستاید و با این خود–ستایی برای خود هویتی میسازد و آن را به رخ میکشد.
ادامه »
نتیجه گیری
نظریه های عمده ی سیاسی،اولیت اخلاقی، ولذا سیاسی بشر را – دست کم بر روی این سیاره – مفروض می گیرند و سپس به تعریف سازمان های مناسب برای بقا، بالندگی، اخلاقیات و سعادت بشر می پردازند. البته محیط گرایی با این رویکرد نمی خواند. اما همه ی نظریه های سیاسی که در این مقاله تشریح شد برپایه ی نظریه های اخلاقی درباب سرشت بشر در رابطه اش با جهان و دیگران هستند. ادامه »
آنارشیسم
آنارشی مشتق از واژه ی یونانی anarkos به معنای 'بدون رئیس' است. در زبان سیاسی آنارشیسم به معنای نظامی اجتماعی و سیاسی بدون دولت، یا به طور کلی جامعه ای فاقد هرگونه ساختار طبقاتی یا حکومتی است. رویکرد عام آنارشیست ها تأکید بر این نکته است که می توان بدون نهادهای مقیدکننده یا محدودیت زا زندگی نیکویی داشت. هر سازمان یا اخلاقیاتی که با آزادی انتخاب شیوه ی زندگی در تعارض باشد باید مورد حمله، انتقاد و نفی قرار گیرد. پس مسئله ی مهم آنارشیست ها تعریف موانع و نهادهای تصنعی و تمایز دادن آنها از ساختارهای طبیعی یا فعالیت های اختیاری است.
ادامه »
سوسیالیسم
واژه ی 'سوسیالیسم' نخست برای توصیف گستره ی وسیعی از ایده ها و پیشنهاده ها به کار رفت که همگی در یک ایده ی اصلی اتفاق نظر داشتند: تمرکز مالکیت و کنترل ابزار تولید – به این خاطر که مالکیت متمرکز، کارآمدتر و/یا اخلاقی تر شمرده می شد. دوم اینکه سوسیالیست ها همگی توافق دارند که کاپیتالیسم (بازار آزاد مطلوب محافظه کاران یا لیبرال ها) اخلاقاً نادرست و لذا از لحاظ سیاسی ناقص است. سوم اینکه، برخی سوسیالیست های دارای گرایش مارکسیستی (یعنی واجد نگرش 'تاریخی نگر') می گویند که سوسیالیسم دوران پایانی تاریخی است که در آن کاپیتالیسم مغلوب می شود و زمینه ی پیدایش کمونیسم فراهم می آید. ادامه »