سیاست و تاریخ
در ایران چه میگذرد؟ (مقاله سوم: جمهوری اسلامی و داستان «مرد پیر و دریا» )
آیا در ایران کودتا شده است؟
اگر نه، پس ماجرا چیست؟
یک چهرهی کلیدی ماجرا احمدینژاد است. او چه پدیدهای است؟
و پرسش دیگر اینکه: سیر رویدادها چه منطقی دارد؟
چه اتفاقی افتاده است؟
میگویند «کودتا» شده است؛ ولی مگر کودتا حادثهای خارق عادت در عرصهی قدرت نیست؟ آیا چیزی رخ داده که خلاف نظم عادی امور باشد؟ ادامه »
در ایران چه میگذرد؟ (مقاله دوم)
توضیح رخدادهای امروزین ایران با «تقلب انتخاباتی» و کودتا، ممکن است با غفلت از جریانهای اجتماعیای همراه باشد که بنیاد رخدادها را میسازند. این مقاله کوششی است برای جلب توجه به جریانهای ژرفِ اجتماعی.
خلاصهٔ وضعیت ادامه »
در ایران چه میگذرد؟ (مقاله اول)
در ایران اس−ام−اسی حاوی این عبارت، تلفن به تلفن میچرخد: «ماشینی که داره داخل دره میره رانندهاش رو عوض نمیکنند. ستاد انتخاباتی دکتر محمود احمدینژاد.» اتفاقاً برعکس، در سراشیبیها بیشتر به فکرِ عوض کردنِ «راننده» میافتند. در نمونهی انقلاب ایران شاهد تعویضهای پیاپی بودیم.
اما مگر سیستم دارد به ته دره سقوط میکند؟ چنین چیزی به نظر نمیرسد. پس در ایران چه میگذرد؟
همدستی و دوپهلویی
لنین، فرمول نبوغآسایی برای تشخیص برآمد انقلابی دارد: ادامه »
گفتگوهایی با نوام چامسکی : ورای کاپیتالیسم: آنارشیسم و لیبرتارینیسم
مرد: برگردیم به صحبت شما درباره ی خلاصی از کاپیتالیسم. دوست دارم بدانم آیا شما طرحی عملی هم به این منظور دارید؟
چامسکی: من؟
مرد: به تعبیر دیگر، شما چه پیشنهادی برای کسانی دارید که در موقعیتی هستند که چنین ایده ای را طرح کنند و به اجرا بگذارند؟ ادامه »
گفتگوهایی با نوام چامسکی : سطوح تغییر
مرد: نوام، فکر می کنید که بهترین شیوه ای که امروزه می توانیم برای ایجاد جنبش پیش بگیریم چیست؟ آیا باید نقش سنتی رفورمیست ها را ایفا کنیم و همان گام ها را طی کنیم. یعنی قانونگزاران را لابی کنیم؛ نامه نویسی کنیم؛ کاری کنیم که دموکرات ها به قدرت برسند یا اینکه باید به شیوه های عمل مستقیم تر رو بیاوریم. مثلاً تظاهرات کنیم یا نافرمانی مدنی و از این قبیل کارها؟
خب، این ها تصمیم های تاکتیکی است که شما باید بگیرید. فقط کسانی صلاحیت این تصمیم گیری ها را دارند که خودشان در میدان باشند و ببینند که چه می گذرد. پس واقعاً خنده دار است که من اظهار نظر کنم. ادامه »
چپ دیگر
بنا به خبر هایی که از داخل ایران می رسند، بخشی از جوانان و دانشجویان کشور ما، هر چند محدود، در جُست و جوی راهی برای پایان بخشیدن به نظام جمهوری اسلامی، روی به ایده های چپ انقلابی و سوسیالیستی آورده و می آورند. این امر البته برای همه ی ما که امر استقرار آزادی، دموکراسی و جمهوریت لائیک را پیش شرط مقدماتی و اساسی و زمینه ساز هر گونه تحول سیاسی و اجتماعی پسا- سرمایه دارانه در ایران قرار می دهیم، جای بسی خوشنودی و امیدواری است. ادامه »