مصاحبه ای با ریچارد داوکینز

 ریچارد داوکینز مدرس فهم عمومی علم در دانشگاه آکسفورد و عضو آکادمی پادشاهی علوم و ادبیات بریتانیا است. وی در تفسیر و آموزش عمومی علم نقش برجسته ای در انگلستان دارد و یکی از خلاق ترین دانشمندان معاصر است.
 

مروری بر کتاب «پندار خدا» اثر ریچارد داوکینز

اخیراً  کتاب «پندارِ خدا» (The God Delusion) نوشتۀ زیست‌‌شناس و نویسندۀ انگلیسی، ریچارد داوکینز منتشر شد. داوکینز از شارحان برجستۀ داروینیسم و از منتقدان نامبردار دین است. «پندار خدا» در ماه نوامبر 2006 در ردۀ دوم کتاب‌های پرفروش آمازون قرار گرفت.

چرا نسبت به دین شکاک هستم؟

نامؤمنان بر سر اینکه چگونه دیدگاه خود را تبیین کنند بسیار بحث کرده اند. اخیرا برخی از دانشمندان و فیلسوفان، به ویژه ریچارد داوکینز و دانیل دِنِت، برای توصیف دیدگاه خود، واژه ی روشن بین[1] را مناسب یافته اند. به نظر آنان کاربرد "روشن بین" ایده ی هوشمندانه ایست، چرا که از این واژه فاقد آن بار منفی است که واژه هایی مانند بیخدا[2] در گذشته یافته اند. به نظر آنان این مزیت بزرگی است. اما ناقدان کاربرد "روشن بین" ایراد گرفته اند که این متکبرانه است که خود را روشن بین، یعنی هوشمند بخوانیم، زیرا کاربرد این واژه حاکی از آن است که انگار مخالفان ما آدم های احمق یا کودنی هستند.

هفت سوء تفاهم رایج درباره ی بیخدایی

دیرزمانی است که انگشت اتهام به سوی بیخدایی دراز است. افلاطون در کتاب قوانین اش مجازات های گوناگونی برای بیخدایان وضع کرد. توماس آکویناس معتقد بود که باید " کاقران را به طریق قتل از عرصه ی گیتی محو کرد". آموزه ی شهیر رواداری جان لاک، مدارا با بیخدایان را روا نمی داشت. در قرن هجدهم، به دیوید هیوم مجوز تدریس در دانشگاه نداند، چون او را بیخدا می انگاشتند، کسی که شاید بزرگ ترین فیلسوف انگلیسی تاریخ باشد. حتی بریتانیای در قرن نوزدهم، کفرگوئی جرمی قابل تعقیب محسوب می شد. در ایالات متحده ی دهه ی 1950 "اتئیست" [بیخدا] را عملاً معادل "کمونیست" می انگاشتند.

ده افسانه و ده حقیقت درباره آتئیسم

نظرسنجی های متعددی نشان میدهد که واژه آتئیسم باعث ننگ فوق العاده ای میشود، طوری که [در آمریکا] هم اکنون آتئیست بودن تبدیل به مانع تمام عیاری برای اشتغال درحرفه سیاست شده است، مانعی که بسیار قویتر از سیاه،مسلمان، و یا همجنسگرا بودن است. بنابر نظرسنجی های اخیر «نیوزویک» تنها 37درصد آمریکایی ها حاضرند به یک آتئیست واجد شرایط برای ریاست جمهوری رای دهند. آتئیستها اغلب افرادی ناشکیبا، غیراخلاقی، افسرده، نادان، در زمینه زیباییهای طبیعت و در رابر شواهد ماوراءالطبیعی دگماتیک تصور شده اند.

چگونه به عنوان یك بیخدای ایرانی سبب تغییر شویم؟

بیخدا (atheist) كسی است كه اعتقادی به وجود خدا ندارد. اما در این نوشتار واژه بیخدا در معنای وسیع تری استفاده شده كه شامل گروه های زیر است:

بیخدایان(atheists) :

لا ادری ها (agnostics):

شك گرایان (skeptics)

آزادندیشان (freethinkers) :

بی باوران به ادیان رسمی کشور

اتئیسم در تاریخ مدرن

  در اکتبر سال 1632، شهر کوچک لودون در قلب فرانسه برآشفت زیرا این عقیده میان مردم شهر شایع شد که راهبه های صومعه ی اورسولین قدرت شیطانی دارند. طی چند ماه و چند سال بعد، وقتی شیون و زاری راهبه های سودازده ی نگون بخت  به آسمان برخاست، آمد و رفت کشیشان، پزشکان، سیاست مداران و توریست های کنجکاوی که برای دیدن مناظر غیرعادی شکنجه به  شهر لودون می آمدند این شهر را شهره ساخت. اتهام جادوگری این راهبان دیری پایید و اعدام به اصطلاح پیر جادوگران، شخصی به نام اوربَن گراندیه به آن پایان نبخشید.

تأملاتی درباره اتئیسم

اتئیسم در فلسفه یکّه است: یک باور است، اما باوری است منفی. یک اندیشه است، اما اندیشه ای که یکسره درباره ی غیاب ابژه ی خویش است.

در ردّ نامیرایی

 آیا پس از مرگ حیاتی هست؟ این پرسش از سپیده دم تمدن مطرح بوده است. شاید بتوان گفت این پرسش مهم ترین پرسشی است که با دانستن میرا بودن خود می توان پرسید. نامیرایی(immortality) موضوع پیچیده ایست که به چندین پرسش فلسفی دیگر بستگی دارد که باید بدانها پرداخت. یک پیش شرط بنیادی برای پرداختن به موضوع نامیرایی قرار دادن مسئله در زمینه ای مناسب است.

 

فهرست:

    *      تعریف مسئله
    *      استدلال فلسفی علیه نامیرایی

بیخدایی و اگنوستیسیم

مقصود اصلی این مقاله بررسی تفاوت های میان بیخدایی ( اتئیسم) و لاادری گری ( اگنوستیسیم)، و روابط میان این دو است. رسیدن به این مقصود از آنجا دشوار می شود که این واژه ها از قسمی هستند که به تعبیر ویتگنشتاین با هم ´شباهت خانوادگی´ دارند. لذا نمی توانیم انتظار یافتن  یک دسته شرایط  لازم و کافی را برای کاربردشان داشته باشیم. کاربرد آنها هنگامی مناسب است که شرایط چندی برآورده شوند.

اسطوره ی بیخدایی

معمولاً تصور می کنند که بیخدایی تهدیدی برای فرد و جامعه است. فیلسوفی در مورد آن می نویسد که بیخدایی "علم است که از عقل و پروای خدا تهی گشته، و یک راست ما را به پلیدترین رذایل جنگ مدرن راه می برد.... " دین مداران با تعبیرهای این چنینی از بیخدایی، که آن را شرّ و قوّه ای مخرب می شمرد، در طول تاریخ مجازات های گوناگونی را برای بیخدا ها وضع کرده اند.

1.اسطوره ی بیخدایی

احمقان در دل می گویند "خدایی وجود ندارد." آنها فاسدانی هستند زشت کار، هیچ یک از نیکوکاران نیستند. ( مزامیر، عهدعتیق، 14.1)